يك فيل ازيك باغ وحش بزرگ در هند فرار ميكندو ازقضا بر سر چهار راهي پر رفت و آمد درنقطه اصلي شهر بر زمين مي نشيند.فيل عظيم الجثه راه را بر خودرو ها مي بندد و رفت و آمد مردم را با مشكل مواجه ميكند.اقدامات پليس براي راندن فيل از آن مكان نتيجه نميدهد.حتي متخصصان زبده باغ وحش هم نمي توانند
آه کشید عمیق و طولانی ... گفتم: تو کی هستی؟ گفت: من دعای تو هستم! گفتم: من کی به خدا گفتم که آه بفرست برایم؟ گفت: من خود تو هستم! گفتم: چی؟ تو کی من شده ای؟ .. حخندید و آهی کشید گفت: به تنهائیت نگاه کن .... چقدر بی مرزی!
بی همین سادگی... من یک آه شدم ...
دوباره جنگ شروع شده؛ اما باز هم به غيرت صدام! اقلا توپ و تانك آورد و خودش هم آمد و چند تا تير زد و گفت ايرانيها الاندو بلاند و پدرشان را درميآورم.كجاست صدام يزيد كافر، شاگرد خلف پنتاگوننشينان ممالك متحده كه ببيند همانها كه خرش كرده بودند و روانهاش كرده بودند به جنگ با بيشه شيران،خودشان عرضه اين را هم نداشتند كه اقلا رودرو، و آنها آنور جوي و ما اينور جوي، فحشمان بدهند و جوابي بشنوند يا نشوند..
© تمامی حقوق برای صاحبان سایت محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب این سایت ممنوع است.
Design By : A.ELYASI














