شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
1111

انجمن

فرمانده گردان پلاكم را شكست (۲)

چهارشنبه ، ۱۹ فروردین ۱۳۸۸ 163 views 0 دیدگاه نوشته:admin

k-103

اشکها رها و دل به تپیدن افتاد. نه از ترس مرگ و اسارت بلکه از غربتی که فردا بر دلها حاکم می شود. خداحافظ رفیق ، دیارمان در بهشت. به رسم رفاقت همدیگر را در آغوش می کشیم . فردا نمی دانیم کدام یک از ما در فراق یکدیگر سر در آغوش تنهایی فرو می بریم یکی به صدرالمنتها بهشت ، یکی به دیار رنج سیاره سرگردان آسمانی. شب از نیمه گذشته بود. گردان دل به خطر زد.

ادامه ی مطلب

پدر فرزند را به مسلخ عشق میفرستد

سه شنبه ، ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ 138 views 0 دیدگاه نوشته:admin

067336

مسلم در سال۶۲ به جبهه رفت و از ناحیه دست مجروح و مدتی در بیمارستان بستری شد. پس از بهبودی نسبی دوباره دلش هوای جبهه کرد .گفتم پسرم عزیز دلم تو وظیفه خودت را انجام دادی، تازه مجروع هم شدی ، دست تو هم برای خدا دادی و تو یادگار جنگی باید بمانی

ادامه ی مطلب

پسرم آن اتش چه بود؟

سه شنبه ، ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ 103 views 0 دیدگاه نوشته:admin

k-6666

نماز صبح را که اداکردم ، مثل همیشه جلوی علی محمد ایستادم ،  با هاش حرف زدم ، این قرار همیشگی من و فرزند شهیدم هست ، بعد نماز صبح با هم حرف میزنیم ، من میگم او میشنود او میگوید من سرا پا گوشم . بعد رفتم وگرفتم خوابیدم ، خواب دیدم

ادامه ی مطلب

تیر خلاص

سه شنبه ، ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ 98 views 0 دیدگاه نوشته:admin

012

عملیات رمضان بود.نیرو ها خط بصره را شکسته بودند. زخمی و خونین افتاده بودم و شهدا نیز در کنارم و چند زخمی دیگر تشنگی را فریاد میکردند.غربتی بود سنگین، نه از ترس و هراس اینکه باز بار دیگر زخمی یا کشته شویم. شهدا که شهید شده بودند و ما چند نفر هم زخمی پس از گلوله و خمپاره هراسی نبود.

ادامه ی مطلب

سردارشهید صمد اسودی

دوشنبه ، ۱۷ فروردین ۱۳۸۸ 114 views 0 دیدگاه نوشته:admin

654123654

صمد اسودی چه میدانست که روزگاری این پسرک روستائی ، از یگانه مردان مرد تاریخ خواهدشد.در سال ۱۳۳۹ در خانواده سنتی دیده به جهان گشود.دوران کودکی نوجوانی راکه گذراند ناگهان همه سرخوشی های کودکانه به یک خاطره دور از ذهن تبلور یافت و  باید میرفت برای زندگی اینده برای اینده خود کاری اندیشه ای

ادامه ی مطلب

شهدا شفاعت میکنند

دوشنبه ، ۱۷ فروردین ۱۳۸۸ 112 views 0 دیدگاه نوشته:admin

425

یه روزی برای خرید از خانه بیرون رفتم.تنها دخترم زینب را ترسیدم توی خانه تنها بگذارم.دختر بچه های هم سن وسالش توی کوچه ، گفتم باش با بچه ها بازی کن. رفتم زینب توی کوچه ، دلشوره داشتم . شییشه دست زنیب را پاره میکند و زیبنب خون را که میبیند جیغ میکشد.

ادامه ی مطلب

تانک سوخته جان سوخته

دوشنبه ، ۱۷ فروردین ۱۳۸۸ 109 views 0 دیدگاه نوشته:admin

kak-112

بچه ها هركدام گوشه سنگر به فكر جلسه عصر بودن حامد منتظر حبيب بود كه از راه رسيد . حامد جلو رفت وحبيب ظرف هاي شسته غذا را گوشه اي چيد و كنار حامد نشست حامد حكم را به حبيب داد و كف دستش را مقابل حبيب قرار داد و با دست ديگر خود كار را به حبيب داد و گفت ببخشيد

ادامه ی مطلب

چراغانی بغض یک کبوتر زخمی

یکشنبه ، ۱۶ فروردین ۱۳۸۸ 154 views 0 دیدگاه نوشته:admin

k38

بلندتر بگو ؛! فریاد بزن؛ بغض سالهای فرو خورده ات را ،چرا که من خود فرو خورده ام این بغض را،دلم میخواهد تو بشکنی  پس بلند بسان کوه به مانند فریادی در شب های عملیات،(الله اکبر) همان فریادی که ازعمق وجودت چو آسمان خراش قلب دشمن بعثی را متلاشی میکرد.

ادامه ی مطلب

حاج احمد متوسليان لبنان

یکشنبه ، ۱۶ فروردین ۱۳۸۸ 128 views 0 دیدگاه نوشته:admin

k-46

بلافاصه بعد از ورود اولين هواپيماي ما به آنجا اسرائيل اعلام آتش بس يكطرفه كرد و اين اولين گام بود براي اينكه دست به عقب نشيني تاكتيكي بزند. براي ما جنگ با اسرائيل بي نهايت راحت تر از جنگ با عراق است.اسرائيلي ها به هيچ وجه در روش جنگيدن وارد نيستند.

ادامه ی مطلب

گفتگو با خويش پيش از شهادت

یکشنبه ، ۱۶ فروردین ۱۳۸۸ 93 views 0 دیدگاه نوشته:admin

آخرين يادداشت دفترچه خاطرات شهيد سيدمحمدرضا ناصريان درست يک ماه قبل از شهادت گفتگويي مفصل يا خود است. نکته جالب در اين مصاحبه آن است که مصاحبه کننده و مصاحبه شونده يکي است و در حقيقت شهيد خود را مورد سؤال قرار داده است

ادامه ی مطلب

صفحه 408 از 412« بعدی...102030...406407408409410...قبلی »
خرید vpn خرید kerio خرید vpn
تمامی حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن خلاف قوانین می باشد. | تکست آهنگ
خرید vpn خرید kerio