خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
1111

انجمن

دردي براي وطن

سه شنبه ، ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ 100 views 0 دیدگاه نوشته:admin

k-104

 رضوان گریه نکرد فرو ریخت.اشک زیر مردمک های خسته و کم خوابش،بر کبودی گود صورتش نشست.اشک هایش اشک نبود که خنجری بود به تلنبار درد هایش می نشست و روح خسته و سر سختش را خراش میداد .بی صد فرو می ریخت.دریا به طوفان نشسته بود، دریا دل رضوان بود و طوفان صدای شوهرش

ادامه ی مطلب

باید که مجنون بود

دوشنبه ، ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ 120 views 0 دیدگاه نوشته:admin

می‌گفت: وقتی شما را صدا زدم، بزنید توي دل خطر. نگویيد «کفشمو بپوشم»، «نمازمو بخونم»، «برای زنم نامه بنويسم»، و… بايد مجنون باشيد كه به دل خطر بزنيد. می‌خواهم هر وقت گفتم برو تو دل خطر، حتی نپرسه کجا. من مجنون می‌خوام.

ادامه ی مطلب

فرمانده گریه زاری نکن لو میریم ها

دوشنبه ، ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ 158 views 0 دیدگاه نوشته:admin

2

فرمانده ، نمی گذاشت بیاید عملیات،میگفت خیلی کوچک است.میترسد بقیه را لو میدهد و موجب درد سر بچه های دیگه می شود.بهتر که بماند و برای بچه ها بعد عملیات چای درست کند. اصلا بیاد براش مرخصی رد کنم بره خانه ، اینطوری هم برای خودش بهتره ، هم خیال من راحت تر میشه

ادامه ی مطلب

سواد شرط تحول نیست

شنبه ، ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ 133 views 0 دیدگاه نوشته:admin

77

گوشه گمنامي اش را به هيج قيمتي نمي فروشد.حاضرنيست سينه پراز رازش را شكافته و سخني از خود بگويد.ازخود نگفتن را در ۴۴ ماه درجبهه ها رزميدن، بيشمار معرفت از همرزمانش آموختن،خاك جبهه را وجب كردن،از مين و كمين گذاشتن،بسيجي بسيمچي گردان مسلم، همپاي فرمانده لشكر ۲۵ كربلا سردار«مرتضي قرباني » دويدن ،خبرهاي تلخ و شيرين ! شكست و پيروزي را مخابره كردن

ادامه ی مطلب

نامه اي به بهشت

سه شنبه ، ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ 97 views 0 دیدگاه نوشته:admin

is11

فقط برای تو مینویسم که مرز های غربت ودلتنگی مرا خوب میشناسی و مدام در دل و جانم پرسه میزنی رفیق شهیدمن . گاه دست و دلم را رها میکنی درین پهن دشت تشنگی ها ؛درین هیاهوی هزاره نیرنگ ها ، درین روزهای بی انتها، تنها  با  یاد و نام شما لحظه های دلم را سپری میکنم

ادامه ی مطلب

عجب سعادتي بود

دوشنبه ، ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ 113 views 0 دیدگاه نوشته:admin

L-12

تو گودال گیر افتاده بودیم و دشمن پی‌درپی آتش می‌ریخت. دل رو زدیم به آتش و از دهانة گودال بیرون آمدیم. کمی که رفتیم منور‌های دشمن هوا را روشن کرد. چند لحظه گذشت. ما به زمین چسبیده بودیم. کم‌کم تعداد منور‌ها بیشتر و بیشتر شد. خستگی و تشنگی شب قبل از عملیات و بی‌خوابی، خواب خوشی زیر نور منور برامون تدارک دیده بود

ادامه ی مطلب

قاصدين زخمي

یکشنبه ، ۱۱ اسفند ۱۳۸۷ 134 views 0 دیدگاه نوشته:admin

ميزباني شهدا رو به عهده داشتيم “محمد علي بود جانباز  “غلامعلي من بودم جانباز”بيت الله بود جانباز از زير زانو هاش پا هاش قطع شده بود تو عمليات محرم باباش مياد بالا سرش اون موقع دست کم شانزده سالش بود

ادامه ی مطلب

قانونی درونی

شنبه ، ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ 165 views 0 دیدگاه نوشته:admin

K-557

بایدقانونی درونی را اطاعت میکردم قانونی به نام تقدیر‌ به راه تقدیر رفتن پرورش من حقیقی هر کس است شکست و پیروزی را تجربه کردن با زخم و درد و همننشین شدن ،من از جنگ هیچ ندارم که بگویم ظاهرش اینگونه هست که به همراه تعداد زیادی از همرزمانم درشبهای سنگر در میان دخمه های تنگ و تاریک و باریک زیسته ام یا درتونل های تو در توئی که بی شبا هت به لانه خزندگان نیست

ادامه ی مطلب

ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد

پنج شنبه ، ۱ اسفند ۱۳۸۷ 192 views 0 دیدگاه نوشته:admin

namaye.jpg

«ما با اسرائيل وارد جنگ خواهيم شد، هر كس با ماست، بسم الله، هر كس نيست خداحافظ.» همت آمد، قاسمي آمد، همه آمدند و هيچ‌كس نپرسيد: اسرائيل با لبنان در حال جنگ است، نه با ما؛ به ما چه ربطي دارد كه بلند شويم برويم آنجا؟ راستي مگر آرمان اين عزيزان چه بود؟ مگر متوسليان كه بود؟

ادامه ی مطلب

زخم هايم تا ابدالاآباد براي سرزمينم جاريست

پنج شنبه ، ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ 153 views 0 دیدگاه نوشته:admin

r1

قفسي تنگ به وسعت دنيا ، قراردادي بلند با تركش ها ، صبوري كنيد ! چون گلي ، به وقت شگفتن در طوفان صبرپاداشي که خداوند در برابر رنج به انسان بخشيده است،پس بکوشيم  در آخرين دوران رنج در ديار رنج در سياره رنج در اين قفس تنگ دنيا ، صبور ترين انسان ها باشيم در درد  و رنج  جانبازي مان

ادامه ی مطلب

صفحه 410 از 412« بعدی...102030...408409410411412
خرید vpn خرید kerio خرید vpn
تمامی حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن خلاف قوانین می باشد. | تکست آهنگ
خرید vpn خرید kerio