ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود.
1111

انجمن

افتخار می کنم که سرباز کوچک ولایت ام

جمعه ، ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ 177 views 0 دیدگاه نوشته:admin

KON-G100

ای مردم، هر که مرا می شناسد از او حلالیت می طلبم. قصورات مرا ببخشید. به خصوص از مادر بزرگوار و پدر عزیزم، پدر جان، مادرجان، برادران عزیزم، خواهران مهربانم، همسر خوبم؛ مبادا در فراق من گریه و زاری کنید و دشمن را شاد نمایید، شما باید افتخار کنید، که خواهید کرد، شما باید ابوالفضل وار، زینب وار، یاسرگونه و عمار گونه، راه پر افتخار شهادت را ادامه داده و مزدوران خارجی و داخلی را در این راه نیست و نابود بکنید. اگر می خواهید من آرامش داشته باشم لحظه ای از دشمن غافل نباشید.

ادامه ی مطلب

معجزه حضرت موسی(ع) در زندان تکریت

جمعه ، ۲۰ خرداد ۱۳۹۰ 239 views 0 دیدگاه نوشته:admin

AMAM-TKRET

زندان تکریت عراق، نیمی از خرداد گذشته است. هوا بی نهایت، گرم و شرجی. اسرا پیراهن های خود را در آورداند، برهنه و سبک حال، توی آسایشگاه نشسته بودند. در و پنجره ها هم که تابستان و زمستان نداشت، هر روز باز می شد و هر شب بسته بچه ها بی رمق  و کم گفتگو دور هم نشسته اند. تو گوئی که در صف مردگان هستند؛ توی این آفتاب گرم عراق، این سکوت کشنده اردوگاه تکریت، از دور دست، صدای پوتین های افسر ارشد اردوگاه است که به سوی «آسایشگاه ۱۲» خصمانه گام برمی داشت.

ادامه ی مطلب

رستمعلي جان امروز تو پدر شدي

چهارشنبه ، ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ 401 views 1 دیدگاه نوشته:admin

pdaranasmanei

بوی بهشت/
تقديم به آنها كه در هنگام تولد، پدر آسماني نصيبشان شد
رستمعلي جان، امروز تو پدر شدي،
من هول شدم، سلام، واي نمي داني چقده قشنگه، بابا ابوالقاسم، نام پسرت رو گذاشته مهدي. من گفتم: تو باباي رستمعلي هستي. صاحب اختياري. گذاشت مهدي. بخدا عين خودته. كشيده و سبزه و ناز، مياي؟

ادامه ی مطلب

فرمانده دیده بانی، سردار شهید علی اکبر حسام

یکشنبه ، ۱۵ خرداد ۱۳۹۰ 352 views 0 دیدگاه نوشته:admin

hasam-ali

سوم خرداد ۱۳۳۶ در خانواده ای کشاورز در روستای شاهکوه از درگرگان به دنیا آمد. مادرش می گوید: او سومین فرزند من بود. قبل از تولد , خواب دیدم تنها در اتاق بزرگی هستم. پرسیدم این اتاق مال کیست؟ صدایی آمد و گفت برای شماست. دیدم یک وجب زمین را سیمان کرده اند و روی آن اثر انگشتان کسی است.پرسیدم این اثر انگشتان چه کسی است؟گفتند:حضرت ابوالفضل (ع) آن را برداشتم و بوسیدم و به یقه ام زدم . بعد از آن خداوند این فرزند را به ما اعطا کرد.

ادامه ی مطلب

آخرین نماز صبح اش و رو بال فرشته ها خواند…

پنج شنبه ، ۱۲ خرداد ۱۳۹۰ 223 views 0 دیدگاه نوشته:admin

ASRAFIEL

هنوز دو سه دقیقه نگذشته بود که صدای گلوله و فریاد: «یا حسین شهید» صدای رگبار، بر خورد گلوله با تانکر آب، بعد صدای اذان «مثل یک سمفونی. غریبانه زیر باران» از تو کیسه خواب نیم خیز کشیدم بیرون. اسرفیل دست هاش رو گذاشته بود روی  پهلوش، مثل بید مجنون می لرزید. سنگ شده ام. نه صدائی، نه تکانی، نه حرکتی. زل زده ام به خون، که از پهلوی اسرافیل می چکید. می خواهم فریاد بکشم، اما صدائی از حنجره ام خارج نمی شود. از جا کنده می شوم. مثل اینکه برق همه شهر را بهش وصل کرده باشند. تنش می لرزید.

ادامه ی مطلب

جانبازی آخرین مرحله سلوک”ـ«شهادت»

چهارشنبه ، ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ 183 views 0 دیدگاه نوشته:admin

HAHLMDAR

معراج الشهداء…ـ «جانبازی آخرین مرحله سلوک” ـ و با «شهادت» به ـ کمال می رسد.» ـ آنچه خواهيد خواند، قوانيني است كه «سيد مجتبي علمدار» براي خود وضع كرد تا با تربيت نفس و روح خويش در مقابل معبودش سربلند و سرافراز حاضر شود. قانون پنجم: خدايا! اعتراف مي كنم از اينكه «خدا مي بيند» را در همه كارهايم دخالت ندادم و براي عزيز كردن خودم كار كردم.حداقل در هر هفته بايد دو صبح زيارت عاشورا و صبح جمعه بايد سوره الرحمن را بخوانم. اگر به هر دليلي نتوانستم زيارت عاشورا را بخوانم…

ادامه ی مطلب

های و هوی بهشت می بینم

سه شنبه ، ۳ خرداد ۱۳۹۰ 227 views 0 دیدگاه نوشته:admin

ca-VG100P

شهید چمران یه روزی به محضر آیت الله شاهرودی می رود. محمد علی این طلبه کوچک گرد چمران می پیچد. شهید چمران ازو خوشش می آید. و از محمدعلی می خواهد از خودش حرفی بزند. سرش را به نشانه ادب پائین می اندازد.آیت الله شاهرودی می گوید: محمد علی یه طلبه کوچک بوده نزد آیت الله طاهری گرگانی، فضولی شاه میکند.. حسابی غیض ساوک را در می آورد. آیت الله طاهری به لحاظ امنیتی او را می سپارد به من در شاهرود و اینجا نیز همان مبارزه و ساواک. عاقبت گیرش می اندازد زندانی می شود.

ادامه ی مطلب

شهید نورالله ملاح، مهمان حضرت زهراء

شنبه ، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ 220 views 0 دیدگاه نوشته:admin

nesae56

روایتی از شهید نورالله ملاح مرتبط به حضرت زهراء(س) حکایتی است شنیدنی”… در امتداد شماره ۶۳ منتشر میشود.”امتداد به سردبیری استاد ارجمندمان «آقارضا مصظفوی..» تنها نشریه فرهنگ پایداریست درین هیاهوی شهر شلوغ… امتداد را بخوانید. داشتم ورق های دلم را مرور میکردم” میخواستم از شهیدی بنویسم که مرتبط باشد با حضرت زهراء(س) تک برگی از شهید ملاح توی دلم نشست…

ادامه ی مطلب

شهید شیمیائی شلمچه

جمعه ، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ 193 views 0 دیدگاه نوشته:admin

DSC300

چهارده سال داشت. شهید برای اینکه به پدرش ثابت کند، مرد شده ، ترسو نیست، شده مرد جنگ،شب ها می رفت، داخل غسالخانه این قبرستان. در عمق کوهستان سفید چال، بالاتر از مه و ابر می خوابید/تک و تنها/ تا رضایت نامه اش امضاء شد… شهید‍ علی اکبر غلامی فرزند: عبدالحسین؛ متولد: چهل و شش، روستائی در دامنه های کوه البرز، بنام سفید چال بدنیا آمد. محصل کلاس دوم راهنمائی و شاطر نانوائی. رسته: بسیجی. سمت: تیربار چی…  علی اکبر براثر ترکش خمپاره شیمیائی، بهار سال شصت و پنج پرید…

ادامه ی مطلب

فرمانده گردان امام حسین(ع)

چهارشنبه ، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ 293 views 0 دیدگاه نوشته:admin

B-CMD-ASVDEE

پدرم از فرط علاقه, او را دادش صدا می کرد. وقتی او فهمید صمد تصمیم دارد وارد ارتش شود به او گفت راضی نیستم تو نوکر شاه باشی. به دنبال این سخنان با اینکه لباسهای دوره آموزشی را تحویل گرفته بود. از رفتن به ارتش منصرف شد. پس از آن به شغل مکانیکی رو آورد و پس از مدتی استادکار این فن شد. خواهرش درباره خصوصیات اخلاقی او می گوید: نسبت به همه خوش رفتار بود به پدر و مادرش علاقه فراوانی داشت. اگر پدر. عصبانی می شد او پای پدرم را می بوسید و می گفت از من راضی باش

ادامه ی مطلب

صفحه 439 از 460« بعدی...102030...437438439440441...450460...قبلی »
خرید vpn خرید وی پی ان خرید vpn خرید vpn خرید kerio خرید کریو
تمامی حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن خلاف قوانین می باشد. | تکست آهنگ
خرید vpn خرید kerio
X بستن تبلیغات