خداوند آزادی را آفرید و انسان بردگی را.
1111

انجمن

راه بهشت را می دانست

شنبه ، ۲۸ فروردین ۱۳۸۹ 189 views 0 دیدگاه نوشته:admin

راه بهشت را می دانست. در آخرین لحظات گفت” از پاهایم یک فریم بر دارید. جاذبه خاک را می دانست. به آنچه می نوشت و می ساخت و می گفت” از حقیقت وجودی اش بر می آمد.وقتی برای اولین بار به مهمانی ولایتش رفت” به بچه های گروه روایت فتح گفت: هیچ کس نباید بگوید کی چه می کند.حضرت آقا می گوید: نمی دانستم نام گوینده متن روایت فتح کیست، اما چنان به دلم نشسته بود که همانجا گفتم: این آدم راه اسمان ها را می داند. جاذبه خاک را حس می کند. و در دلم نشست سید مرتضی شهید… چه نامی بزرگ … برازنده اوست ….

ادامه ی مطلب

شهید محمد محمدی

یکشنبه ، ۲۲ فروردین ۱۳۸۹ 196 views 0 دیدگاه نوشته:admin

mohamady-d41

شهید محمد محمدی” از روستای سلطان آباد گرگان”در آخرین سال تحصیل راهی جنگ و در عملیان رمضان به شهادت رسید.

ادامه ی مطلب

از ملک تا ملکوت

جمعه ، ۲۰ فروردین ۱۳۸۹ 179 views 0 دیدگاه نوشته:admin

اولین روزسال ۱۳۴۴ در روستای قرن آباد، شهرستان گرگان به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود. محمدعلی در کودکی ساکت و آرام بود. روزی سرخک گرفت و او را به بیمارستان بردیم ولی دکترها جوابش کردند. او را به اتاق انتظار بردند و من در همانجا از خدا طلب شفای او را کردم چند ساعت بعد خبر دادند که حالش بهبود یافته است. محمدعلی, تحصیلات ابتدایی را در سالهای ۵۱ تا ۵۵ در دبستان روستای خود (قرن آباد) به پایان رساند. پس از آن به پیشنهاد پدرش تصمیم گرفت وارد حوزه علمیه شود. پدرش می گوید: به فردی گفتم به او قرآن بیاموز ولی در جوابم گفت که جرات نمی کند. به خاطر همین او را به گرگان بردم و در کتابخانه مسجد جامع, قرآن را فرا گرفت. چون اساتید از پیشرفت او خیلی تعریف می کردند گفتم باید به حوزه بروی و طلبه بشوی. قبول کرد.

ادامه ی مطلب

اینجا وسط جلسه محرمانه جنگ چه می کند.

پنج شنبه ، ۱۹ فروردین ۱۳۸۹ 181 views 0 دیدگاه نوشته:admin

ما دو تن، من که جانشین لجستیک لشکر ۲۵ کربلا به همراه سردار شهید عسگری، از بچه های گرگان، جلسه ای بود در استانداری خوزستان، جلسه جنگ محرمانه، با حضور مقام معظم رهبری، فرمانده هان جنگ، شهید چمران، و پسرکی پانزده ساله که بین مقام معظم رهبری و شهید چمران نشسته بود. توی دلم گفتم چه شانس دارد، این پسرک دیگر کیست. که این همه حضرت آقا به او محبت دارد. جلسه که تمام شد. هر جور که شده باید شهید چمران را و مقام معظم رهبری را می دیدم. اما شلوغ بود و فرمانده هان جنگ،

ادامه ی مطلب

مهمان پروانه ها باشید

چهارشنبه ، ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ 214 views 0 دیدگاه نوشته:admin

مهمان یک بچه جنگ دیگریم. باز یک باز مانده دیگر،ما که گروه افلاکیان، بسیج تلویزونی و بنیاد شهید استان گلستان، او که میزبان دل ماست، یک جانباز شیمیائی، پاسدار اسلام، حاج غلامعلی مرگدری نژاد، اهل روستائی در شمال ایران، تخریبچی گردان اخلاص، تیپ ۴۵ جوادالائمه، مدت حضور در جبهه ۳۲ ماه، عضو رسمی سپاه گلستان، عجب حکایتی دارد این مین ضد نفر، عجب حالی، پا هایش که قطع شد، باب بهشت برایش باز شد. او ماند و تنهائی و خط فیکسش با خدا و رفقای شهدش، شور است و حکایت دل، ما بودیم و حاج غلامعلی و این همه دلتنگی، برای لحظاتی دلخوش کردیم به باب بهشت، که راهش را بر ما گشود. کاش می شد تمام روزگار مانده را پای دل رزمنده گردان اخلاص نشست. دمی هم شما با ما باشید، پای دل دلتنگی… دیاررنج

ادامه ی مطلب

مظلومیت آقا سید مرتضی آوینی

چهارشنبه ، ۱۸ فروردین ۱۳۸۹ 177 views 0 دیدگاه نوشته:admin

صدایش خیلی دل نشین و آرام بخش بود. به قول آن عزیز دل: “حتی اگر از عملیاتی ناکام و شکست خورده برنامه می ساخت و سخن می گفت، همچنان شیرینی فتح را در ذائقه خود احساس می کردیم.”  خیلی دوست داشتم صاحب آن صدای زیبا را بشناسم و ببینم. فکر کنم پاییز ۱۳۷۱ بود، ولی هنوز آتش حمله ها آن چنان پر حجم نشده بود.هنوز حاج آقا “زم” – رئیس آن روز پالایشگاه و حوزه هنری و میلیاردر و قهوه خانه دار و … امروز –  آوینی را از حوزه هنری اخراج نکرده بود.هنوز روزنامه “سه قطره خون” مسیح – مثلا روزنامه جمهوری اسلامی – دست به تکفیر سید نزده بود و به هزار و یک اسم و عنوان، علیه او بیانیه صادر نمی کرد.

ادامه ی مطلب

دلم تنگ نماز یک جعفر است

سه شنبه ، ۱۷ فروردین ۱۳۸۹ 178 views 0 دیدگاه نوشته:admin

نمی دانم چرا این قدر از جعفر خوشم آمده بود. سکوت و صداقتش حرف نداشت. کم حرف بود و وقتی زبان می گشود، درباره‌ی مسائل دینی و اخلاقی بود. بیشتر سعی می کرد شنونده باشد تا گوینده. ادب و احترامش به همه، بسیار زیبا بود. اخلاصش در نماز و دل بستگی اش به عبادات و بخصوص قرائت قرآن و خواندن نماز شب، از آن چیزهایی بود که من همواره به او غبطه می خوردم. از بس به او علاقه مند بودم، فقط منتظر بودم تا زبان بگشاید و چیزی از من درخواست کند، که آن روز این اتفاق شیرین افتاد.

ادامه ی مطلب

چرا قربانی جنگ افزارهای شیمیایی شدیم

دوشنبه ، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ 282 views 0 دیدگاه نوشته:admin

di-12045

قربانیان سلاح شیمیائی نوشت” سعید بنی فاطمی” جانباز شیمیائی می گوید: سال ۶۵ در زیر بمباران شیمیایی دشمن در شلمچه، این جمله در ذهنم خطور کرد: “چگونه می شود که تمام علوم و فنون غربی برای کشتن بچه ای که در پنبه زار زاییده شده، به خدمت گرفته می شود و به دنبال پاسخش بودم” می توانستم فکر کنم که آدم مهمی هستم و ارزشم را آن روز فهمیدم. بعد از گذشت مدتی، دانستم اندیشه هایی که ریشه در هویت دینی دارد، اهمیت زیادی دارد که حداقل لشگر کشی قدرت های جهان با هدف آن است.

ادامه ی مطلب

بمیریم برایت ای خودم چرا شهید نشدی؟

دوشنبه ، ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ 191 views 0 دیدگاه نوشته:admin

AF-100

یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۱،سالگرد سیزده شهیدی که در شب دوم عملیات بیت المقدس در مقابل دیدگانم به شهادت رسیدن… هر یک دقیقه یه پروانه پرید… و تنها بازمانده دسته شهید” عبدالله” یک زخمی تنها… بازمانده ای در دیاررنج … یاد رفقا گرامی باد، و این دلتنگی ها سهم من از جنگ است… دل من، برای خودم هم تنگ است… بمیرم برایت ای خودم…

ادامه ی مطلب

اینجا تهران است: پایتخت ایران

سه شنبه ، ۲۵ اسفند ۱۳۸۸ 184 views 0 دیدگاه نوشته:admin

نشریه امتداد پر مخاطب ترین نشریه فرهنگ و ادبیات مقاومت در آستانه بهار به پنجا همین شماره دست یافت به سردبیری رضا مصطفوی و تحریریه: حسن ابراهیم زاده …. در سوئیس لباس هایمان را آتش زدند… خاطراتی شنیدنی از جانباز شیمیائی” محمد صادق روشنی/ قسم خوردم که من نبودم! گفته جنگ است نه مهمانی/ هوا پیما ها که پیدامان کردند/ اول نفس هامون گرفت…/ پزشک اطفال ویزیت مان کرد/ حاج قاسم سلیمانی  که  رفت هوا پیما ها پیدامون کردند

ادامه ی مطلب

صفحه 454 از 464« بعدی...102030...452453454455456...460...قبلی »
خرید vpn خرید وی پی ان خرید vpn خرید vpn خرید kerio خرید کریو خرید کریو
تمامی حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن خلاف قوانین می باشد. | تکست آهنگ
خرید vpn خرید kerio